من و زندگی – بخش پنجم – ناصر عابدینی
تهران -1354 خورشیدی – خیابان شهباز جنوبی – خیابان غیاثی – دبیرستان ابوریحان : در سال دوم دبیرستان در کلاس انشا ، مطلبی را با عنوان "نقش سینما در زندگی امروز "که در واقع خلاصه شده کتابی جیبی بود در کلاس خواندم . هفته بعد بچه های کلاس از دبیرمان خواستند تا دوباره این انشا را بخوانم . این دعوت از طرف بچه ها تشویقی ارزنده برایم بود . انشا را خواندم . دبیر انشا که دبیر درس فارسی ما نیز بود در خاتمه مرا تشویق کرد و آرزو کرد تا در آینده نویسنده موفقی شوم .
از سال اول دبیرستان (1354) شروع به مطالعه آزاد کردم و دیگر کتاب جز اصلی زندگی ام محسوب می شد . با مجموعه کتاب های شادروان محمد تقی فلسفی ، شروع کردم :" کودک از نظر وراثت و تربیت " (در دو جلد) . هر فصل آن را با دقت می خواندم . پس از این کتاب ، کتاب دو جلدی دیگر آقای فلسفی با عنوان : " جوان از نظر عقل و احساسات " را خواندم و پس از آن کتاب دو جلدی دیکر ایشان را با نام " بزرگسال و جوان از نظر افکار وتمایلات " . از آنجا که ایشان از منابع بسیار گوناگونی برای موضوع های خود بهره برده بود سبب شد که من با طیف وسیعی از نویسندکان و پژوهشگران در زمینه های دینی ، تربیتی ، روان شناسی ، جامعه شناسی ، فلسفی و تاریخی آشنا شوم و منابع و مولفان آن سرمایه ای ارزنده برای مطالعات بعدی من شد .
شماری از شخصیت های علمی که من در این مجموعه کتاب ها با آنان آشنا شدم به علاوه عنوان کتابشان عبارتند بودند از : الکسیس کارل ، لکنت دونویی (سرنوشت بشر) ، ساموئل کنیگ (جامعه شناسی ) ، آرتورگایتون (فیزیولوژی گایتون )، کریسی موریسن (راز آفرینش انسان)، ویل دورانت (تاریخ تمدن) ، ژان پیاژه ، دیل کارنگی (آیین دوست یابی و آیین زندگی )، زیگموند فروید ، هانری برگسون ، ویلیام جیمز ، منتسکیو (روح القوانین ) ، کارل گوستاو یونگ ، محمود صناعی (اصول روان شناسی مان ) ، محمد علی فروغی و بسیاری شخصیت های دیگر . بعدها کتاب های اغلب این نویسندگان را تهیه کردم ومسقلا خواندم .
خاطره انگیزترین این کتاب ها که هنوز هم برایم جذ ابیت دارد واز خواندنشان لذت می برم کتاب های : " انسان موجود ناشناخته " و " راه و رسم زندگی " از الکسیس کارل ، جراح ، زیست شناس و فیزیولوژیست فرانسوی است با ترجمه بسیار زیبای دکتر پرویز دبیری . الکسیس کارل ، توانست دو بار جایزه نوبل را دریافت کند . کشت بافت های زنده و پیوند اعضا بدن ، مدیون تلاش های این دانشمند پر تلاش است .
کتاب دیگری که برایم بسیار جذاب بود و هنوز هم هست " سیر حکمت در اروپا " از شادروان محمد علی فروغی است . این کتاب ، اولین کتاب به زبان فارسی است که به موضوع تحولات فلسفی غرب از زمان یونان باستان تا دوره رنسانس و سپس قرن بیستم می پردازد . فروغی در کتاب سیر حکمت در اروپا ، " رساله گفتار در روش راه بردن عقل " رنه دکارت ، فیلسوف پر آوازه قرن هفدهم را برای اولین بار به فارسی ترجمه کرد .
در زمستان 1355 خورشیدی با کتاب های شادروان دکترعلی شریعتی آشنا شدم . یکی از همکلاسی هایم از او برایم گفت واز یکی از کتاب های خواندنی ممنوعه اش: " مسئولیت شیعه بودن " . فردای آن روز کتاب را جلد سفید کرد وبرایم آورد . خواندمش . کتاب دیگرش " نگاهی به تاریخ فردا " مرا به این موضوع جلب کرد که چکونه می شود به شکل فرضی و کلان ،وضعیت ها و پدیده های اجتماعی را تبیین و پیش بینی کرد . خواندن کتاب " خود آگاهی و استحمار " همزمان شد با امتحانات ثلث آخر سال سوم (1356 خورشیدی) و در گذشتش . با خواندن این کتاب و با توجه به غلیان احساسات جوانی ، چنین استنباط کردم که در چه دنیای پر فریب سازمان داده شده ای زندگی می گنیم .
در کنار درس های نسبتا سنگین دبیرستان ، تا پایان این دوره (1358 خورشیدی) مطالعه ، جوهره اصلی زندگی ام بود به گونه ای که حتی هنگامی که بیرون از خانه می رفتم کتاب به دست می رفتم . هنوزهم خواندن کتاب یکی اززیباترین اجزای زنده وبا نشاط زندگی ام را تشکیل می دهد . با خواندن کتاب و دیگر منابع اطلاع رسانی ، می توانم از پوسته افکار فردی و جزیره ای خارج شوم وخود را در دریای نگرش ها ، اندیشه ها و جسارت های فکری متفکران ، شناور سازم . در این حالت اگر بتوانم چیز جدیدی را بفهمم که تا کنون نمی دانسته ام و یا شاید بهتر از آن دریابم آنچه می دانسته ام ، دانسته ای اشتباه بوده که مدت های مدیدی در ذهنم به صورت گزاره ای درست خود نمایی می کرده وسر منشا شماری از افکار ، احساسات و رفتارهایم بوده ، به قول پروفسور هاکینگ (فیزیکدان واختر شناس نابغه قرن بیستم )آنچنان لرزه شعف انگیزی در روحم احساس می کنم که با چیز دیگری قابل مقایسه نیست .
ماجرای تلویزیون را هفته های آینده خواهم پرداخت و فعلا همین موضوع تحولات فکری و مطالعاتم را اگر بتوان تحول فکری نامید ومطالعات را مطالعات .